خدایا ! خیلی دوستت دارم ...

خدای من ! آنکه تو را دارد پادشاهی دو عالم را می کند ! و من اکنون پادشاهی مسرورم!
نویسنده : سمیه - ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ فروردین ،۱۳٩۳
 

می نویسم از تو ای خدای من ای عشق ناب من ! ای که جان من فدای جلال و شکوه و عظمتت !

می نویسم از تو ای خدای من ! ای خدای معجزه های ناب ! ای خدای من !

ای خدای من ! ای خدایی که بیش از عشق بر تو عاشقم !

خدای من ! ای خدای معجزه ها ! من با قدرت تو و رحمت و معجزه های ناب تو چه پادشاهی عظیمی می کنم !

خداوند مهربان من !  هر آنکه تو را دارد همه عالم از آن اوست ! همه عالم در خدمت اوست !

خداوندگار من ! آنکه تو را دارد به واقع در دنیا و آخرتش پادشاهی میکند !

خداوند مهربان و قدرتمند من ! آنکه تو را دارد خوشبخترین و سعادتمندترین است !

ای مهربان خدای من ! و من چقدر با داشتن تو ای خدای مهربان من خوشبخت و سعادتمند و سرشار از آرامشی الهی هستم !

خدای مهربانم من تو را شکر و سپاسی از اعماق وجودم و از صمیم قلبم می گویم برای لحظه لحظه معجزه های زندگی ام برای موفق شدن در کارم و برای خوشحالی ابدی قلب و روحم و برای آرامش همیشگی فکر و خیال و قلبم و برای خوشبختی ام ای خدای قدرتمند مهربانم تو را شکر و سپاسی از صمیم قلبم می گویم.الهی شکر و سپاس تو را .

خدایا ! من خود و زندگی ام را و هستی ام را به دستان امن تو ! به دستان قدرتمند و مهربان تو و به دستان معجزه گر تو ای خدای معجزه های ناب من ! سپردم ! از تو ای خدای خوبم ! خوشبختی ام را موفقیت در کار و زندگی ام را خوشحالی قلب و روحم را آرامش فکر و خیالم را و خوشبختی ام را می خواهم ! و تو می دانم که خدای من ! عشق ناب من ! لحظه لحظه زندگی ام را با معجزه های نابت سرشار از خوشبختی و سعادت و آرامش و خوشحالی میکنی.انشالله یا رب.

حسبی الله لا اله ال هو علیه توکلت و هو رب العرش العظیم.

خدای مهربانم ! در پناه امن تو آرام می خوابم و به معجزه های ناب تو از صمیم قلبم ایمان و یقینی عمیق دارم.

پناه بر تو ای خدای من !

توکل بر تو ای خدای من !

امید به تو ای خدای معجزه ها و رحمت ها و موهبت های ناب ! برای من !

سپاس تو را ای خدا.

بیش از عشق بر تو عاشقم یا الله.یا رب.

 

ای خدای من ! ای خدایی که بیش از عشق بر تو عاشقم ! تو را شکر و سپاسی از اعماق وجودم می گویم برای لحظه لحظه معجزه های زندگی ام برای موفق شدن در کارم و برای خوشحالی ابدی قلبم و آرامش


 
 
خدایا ! مرا در پناه امن خود بگیر و حفظم کن یا رب !
نویسنده : سمیه - ساعت ٥:۳٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ فروردین ،۱۳٩۳
 

 

 

خدای مهربانم !

تو را قسم به خدایی ات مرا در پناه امن و پر از آرامش ات اقامت بده .

خدایا ! تنها پناه و تکیه گاه و امید من تو هستی ! تو را به خدایی ات قسم آرامش و خوشحالی و خوشبختی و موفقیتم را به من هدیه بده .

الهی !

من لی غیرک یا رب ؟!

الهی و ربی ! انک رحیم بمن دعاک و مستجیب لمن ناداک ! ارحمنی یا رب بحقک .

خدای مهربانم ! تو را قسم به خدایی ات قلبم را و خودم را و هستی و زندگی ام را که به دستان پرقدرت و مهربان تو سپردم در پناه امن خود بگیر و آرامش و خوشحالی و موفقیت و خوشبختی ام را بیش از پیش به من هدیه بده یا رب .

خدای مهربانم ! من تو را شکر و سپاسی ژرف می گویم برای همه ی رحمت ها و موهبت هایی که به من عطا کردی و برای همه ی معجزه هایی که به من هدیه می دهی ! برای معجزه ی آرامش و خوشحالی و آسایش قلبم ! برای معجزه ی موفقیت و خوشبختی ام ! برای معجزه ی آرامش خیالم ... و برای معجزه ی سلامتی ام .

الهی تو را سپاسی از اعماق وجودم می گویم .

الهی و ربی توکل به تو کردم .

حسبی الله ! لا اله الا هو علیه توکلت و هو رب العرش العظیم .

خدای من !

بیش از پیش بر تو عاشقم یا رب . امید به لحظه لحظه معجزه های ناب تو یا رب ! معجزه ی آرامش و آسایش قلب و روحم ! خوشبختی ام ! و موفقیت و سلامتی ام !

الهی توکل به تو !

الهی امید به تو !

الهی پناه بر تو ! یا رب .

حسبی الله .

توکلت علی الله .

 

 


 
 
پناه بر تو یا الله .
نویسنده : سمیه - ساعت ۳:٤٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ اسفند ،۱۳٩٢
 

 

 

ای مهربانم !

ای خدای من !

از تو می نویسم که تنها امید و انتظار و عشق من هستی یا رب ... !

و چه خوشبختی عمیقی ! که تنها عشق من تو هستی یا الله !

و من امروز ای خدای مهربانم !  تو را قسم می دهم به ...

خورشیدت که زندگی و گرما می بخشد یا الله !

به زمین پهناور و وسیع ات یا الله !

به آسمانت که سرپناه زمین است یا الله !

تو را قسم می دهم ای خدای مهربانم به خودت !

به تو ای خدا تو را قسم می دهم ... !

به تو یا رب که تنها پناه من هستی قسم می دهم !

به تو یا رب که عزت و سربلندی از توست !

به تو یا الله قسم می دهم تو را که خوشبختی و آرامش قلبم از توست !

به تو یا رب قسم می دهم تو را !

که عزت و سربلندی دنیا و آخرتم را به من هدیه بدهی ! خوشبختم کنی و قلبم را سرشار از خوشحالی و آرامش و خوشبختی کنی یا الهی .

خدایا !

چشم امیدم به تو و رحمت توست !

خدایا !

از من و روحم ... از قلبم که سرشار از توست ... مراقبت و محافظت کن یا الله ... من خودم و زندگی ام را ... من قلبم را ... روح حساسم را ... به دستان امن و مهربان و هدایتگر تو سپردم ... خدای من قسم به تنهایی قلبم که پناهی غیر از تو ندارد مراقب و مواظبم باش . و بهترین ها را در لجظه لجظه زندگی ام به من هدیه بده ... که تو تنها یار و یاور و پناه قلب من هستی یا رب .

خدایا !

قسم به اشک های روان چشمانم ... قسم به قلبی که فقط از یاد تو سرشار است ...

قسم به تنهایی قلبم ... قسم به پاکی قلبم ...

خدای من !

قسم به رحمت ات قسم به قدرتت ... قسم به خدای ات ... قسم به قلبم که تنها پناهش تو هستی یا رب معجزه کن و زندگی ام را و قلبم را سرشار از خوشحالی و آرامش و خوشبختی و عزت و سربلندی کن یا الله .

پناه بر تو یا رب .

پناه بر تو ای تنها امید و تکیه گاه بی پناهان .

پناه بر تو ای آرامش بخش قلب امیدوارم  .

پناه بر تو ای خدای من ! ای همه هست و نیستم .

پناه بر تو ای خدای من ! ای همه جان و وجودم .

پناه بر تو یا الله .

 

 

 


 
 
خداوندگار من ! تو خدای معجزه های ناب هستی ! امید به معجزه ات یا الله !
نویسنده : سمیه - ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ اسفند ،۱۳٩٢
 

 

خداوندا ! تو خدای منی ! تو پناه منی ! و تو جان و وجود منی ! تو ای خدای من ! خدای معجزه های ناب منی !

یا رب ! بر تو عاشقم ! یا رب .

................

........

...

با خود در شبی آرام  راه می روم ! .... با خود حرف می زنم !

یا رب ! نفس های آخر زمستان است و من چقدر نفسم به تو گرم است خدای مهربانم !

تو ! ای خدای من !

تو ! ای مهربان من !

تو ! ای پناه من !

تو ! ای تنها تکیه گاه و امید من !

تو ! ای تنها یار و یاور لحظه های زندگی ام !

تو ! ای همه هستی ام ! تو ! ای خدای من .

آری ...!

زمستان می گذرد ... با همه ی سوز سرمایش ... و بهار می آید !

صبر باید کرد .

عبور باید کرد .

نه در حرف ها ... نه در گفته ها  ... نه در شنیده ها ...  نه در کینه ها ... نه در خستگی ها نه در تلخی ها ... نه در کوتاهی ها ... نه در غربت سخت روزگار ...  نه در آنچه که زیبا نیست ... نه در آنچه که خیر نیست ... نه در بی تابی ها ...  نه در سرزنش ها ... نه در دل شکستن ها ... نه در سوز اشک های روان ... نه در عمق تنهایی ها ... نه در تلخی بی نانی ... باید که نماند .

باید که گذشت از نانی که شکم را سیر می کند و چشم ها را گرسنه تر !

باید که گذشت از دنیایی که هیچکس از نور عشق و هدایت ... خود را سیر نمی کند ! و با فراوانی این همه نان ... همه ی روح ها گرسنه اند !

باید که از دنیا گذشت ...

باید در نور ماند و بی تاب عشق شد . عشقی الهی ... هدایتی الهی ... بینشی الهی ...

..................

.......

...

خدایا !

بهاری دیگر از عمرم می رسد ! و من چقدر خوشبختم ای مهربانترین مهربانان ! چرا که دوستی دارم و عشقی دارم و یاوری دارم که تو هستی . و من چقدر با تو ای خدای قدرتمند من خوشبختم !

تو پناه منی یا رب ! و چه پناه امنی دارم ! که تو هستی یا رب .

خدایا ! ... تو را قسم به خدایی ات !

من خود را با تمام تقصیرات و کوتاهی هایم به تو می سپارم ! و تو را به خودت قسمت می دهم ای خدای قدرتمند مهربان من ! آرامش را به قلب و روحم تا همیشه هدیه بده ! معجزه کن ! و قلبم را سرشار از شادی و خوشحالی و موفقیت کن یا رب !

خدای من !

همه ی امیدم تو هستی .

خدای من !

امید به معجزه های ناب که لحظه به لحظه ی زندگی ام به من هدیه می دهی یا الهی و ربی و سیدی و مولای . یا الله بحقک .

ارحمنی یا ارحم الراحمین .

توکلت علیک یا الله .

 

 

 


 
 
خداوندا ... ! صبر می کنم فقط چون تو می خواهی .پناه بر تو !
نویسنده : سمیه - ساعت ٦:٠٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ بهمن ،۱۳٩٢
 

 

به نام خدای قدرتمند مهربان !

به نام خدایی که بی همتا و بی نظیر است !

به نام خدایی که از جان و دل من لحظه لحظه محافظت می کند !

به نام خدایی که مهربانتر از مادر و رئوف تر از پدر است !

به نام خدایی که در وصفش عاجزم و ناتوان !

به نام خدایی که تپش های قلبم با عشق به اوست !

به نام خدایی که ناب ناب ناب است !

یا الهی ...! ما عرفتک حق معرفتک !

یا الهی ...! ما عبدتک حق عبادتک !

پناه بر تو ! ای خدای مهربان ! ای تنها پناه من !

پناه بر تو ! ای خدای قدرتمند من ! ای امید زنده ماندنم در این زمین کبود !

پناه بر تو ! ای خدای بخشنده ی من ! ای پناه امن لحظه لحظه های زندگی ام !

........................

.............

...

او فرشته ای از جانب خدا بود ! و من قسم خوردم ... !...........به ...جبران !

............

....

.

دلگیر بود ...

و تنها ..................

تنهایی اش عمیق بود ...

خسته از ساده دلی اش ...

روزهای تلخی بر او گذشت تا بداند که ... به در متروکه ی هرکس نباید نشست ... !

زخمها خورد تا بداند که فقط خداست که او را تاب می آورد ! ... و نه بنده ی خدا !

و این همه نشان است ! ... نشان از زمینی نبودنش ! ... نشان از دل دریایی و آسمانی اش ست ... !

خسته و بی کس در این زمین کبود ... نشسته بود ... و به فکر این بود که ... به چه طریقی به زندگی اش در این دنیای پست خاتمه دهد !

ایمانش بسیار قوی بود !

اما...بارها به این فکر افتاده بود که دیگر نمی خواهد بر روی این زمین پست باشد .

آخر او ... مال زمین نبود ! ... و برای زمین ساخته نشده بود ! ...

خانه ی او آسمان است و پناه او خدا .

بی شک به غلط پا به زمین نهاده بود .

در این افکار بود که زنگ در خانه اش به صدا می آید ...

کسی می آید !

و کل افکارش را بهم می ریزد ...

شروع می کند به حرف زدن ! ...

چرا اینقدر غم گرفته ای ؟! ...

فکر نکن .

به هیچ چیز .

گذشته ات برای تو نبود . و نه برای شخصیت بزرگت .

جشن بگیر زنده بودنت را . تو ناب ترین فرصت زندگی یعنی جوانی را داری ! مسرور باش و زندگی کن ! که خدا همیشه تورو دوست داشته !

پرده ها را محکم کشید و صاف کرد...بخاری گرم را در آن شب سرد برفی روشن کرد...

چراغ ها را روشن کرد ! و نور را به خانه مهمان کرد .

بی شک آن نور زیبا در آن شب سرد و تاریک ! نور وجود و حضور خدا بود .

خدایش عاشقش بود ! و او عاشق خدایش ! ... و در این شب به یقین رسید که خدایش طاقت دیدن دلتنگی اش را هرگز ندارد .

آن شب قسم خورد !

که در شبی سرد و تاریک ... در لحظه ای که امیدی در دلی رو به تاریکی میرود ...! مهمان آن دل شود ! و او را به نور خدا دعوت کند .

چرا که خدای مهربانش ! خدای همه ی موهبت ها و رحمت ها و معجزه هاست .

............................

...........

...

خداوندا ! سپاس تو را برای همه ی رحمت ها و موهبت هایت . برای همه ی آنچه که عطا کرده ای و همه ی آنچه که عطا می کنی .

خداوندا ! لحظه های زندگی ام را سرشار از معجزه های ناب و بی نظیرت کن !

که من ایمانی بس عمیق و یقینی بس ژرف دارم به رحمت و قدرت و بخشندگی و مهربانی بی حد و کرانت یا الله .

خدای مهربانم ! امید به معجزه ات ! معجزه ی عشق ! آرامش و خوشحالی قلبم ! و خوشبختی ام .

پناه بر تو یا رب .

 

 

 

                                                                                                                    


 
 
خدای مهربانم ! معجزه کن یا رب !
نویسنده : سمیه - ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ آذر ،۱۳٩٢
 

 

خدای مهربانم !

...

..

.

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست            که هر چه بر سر ما می رود ارادت اوست

خدایا ...

معجزه کن !

که سخت ... خسته ام ...

که اعتمادی نیست بر این روزگار تلخ ...

خدایا ...

تو تنها پناه لحظه لحظه نفس کشیدنم باش ! که تنها تو ای خدای مهربانم ... پناه امن من هستی یا الله !

خدای مهربانم !

خودم را تمام و کمال به تو می سپارم یا رب و تنها از تو تکیه گاه امن و پناه امن تو را می خواهم که تنها تو امید و تکیه گاه و پناه قلب من و روح من هستی یا الله !

خدایا ! از من محافظت کن ! و مراقب روح و قلب بی ریای من باش یا الله !

خدایا ! هدایتگر من باش و نگهدار من باش ! نگهدار قلب و روحم باش !

خدای مهربانم قلب و روحم را تا همیشه از آن خود کن یا الله !

خدایا ! تو را قسم به خدایی ات ... مرا ... بنده ی عاشق ات را ... سمیه را ... در پناه امن خود محکم تا همیشه بگیر و هدایتم کن ! مواظبم باش یا الله ! نگهدار من باش یا رب !

من لی غیرک یا الله ؟ ...

من لی غیرک یا الله ؟ ...

من لی غیرک یا الله ؟ ...

خدایا ... قسم به خدایی ات ! معجزه کن ! و آرامش را تا همیشه به قلب و روح خسته ام هدیه کن یا الله .

خدایا .... تو را به خدایی ات قسم معجزه کن ! بگذار تا ... طعم عشق حقیقی ...آرامش قلبی و خوشحالی قلبی ام را بچشم !

خدایا ... تو را به قدرتت قسم یا الله !

خدایا ... تو را به رحمت و بخشندگی ات قسم ! خدایا ! تو را به عظمت و بزرگی ات قسم ! خدایا تو را قسم به یتیمان و بی پناهان ...پناه قلب خسته ام باش و معجزه کن ! بگذار تا طعم آرامش قلب و روحم را و خوشحالی قلبم را و عشق و خوشبختی ام را با معجزه ای که به من هدیه می دهی با همسر و شریک زندگی که تو ای خدای مهربانم با مهربانی و لطف بی کرانت به انتخاب خودت ای خدای قدرتمند من ! ای ارحم الراحمین به من هدیه می دهی بچشم یا الله .

خدایا ! توکل به رحمتت !

خدایا ! تو را سپاس برای همه ی موهبت هایت ! خدایا ! تو را سپاس برای معجزه ات یا الله !

خدایا ! تو را سپاس برای همه ی خوبی ها و رحمت هایت !

خدایا ! تو را سپاس برای حضورت در جان لحظاتم یا الله !

خدایا ! ..........قسم به خدایی ات بدان که تنها پناه و امید و تکیه گاه زمین و آسمان و دنیا و آخرتم تو هستی و تو هستی و تو هستی و تنها تو هستی یا الهی ! تو را قسم به خدایی ات با معجزه ات قلبم را و روحم را تا همیشه پر از آرامش و خوشحالی و عشق و خوشبختی کن ! الهی ... امید بستم به تو و رحمت و قدرتت یا الله ! بیش از پیش ! و با ایمانی ژرف تر وبا یقینی از اعماق وجودم ! پس ای خدای مهربانم ...! تو را قسم به خدایی ات ! تو را قسم به رحمت و قدرتت تو را قسم به قلب و روح خسته ام معجزه کن یا الله !

خدایا ...

دیگه نمی تونم تنها بمونم ... خودت ای خدا قسم به خدایی ات کمکم کن ...

چشم امیدم تنها رحمت و قدرت بی پایان توست یا رب .

حسبی الله .

 

 


 
 
خدایا ! تو حال دل و جانم را خیلی خوب می دانی...پناه به قدرت و رحمت تو یا رب !
نویسنده : سمیه - ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۸ آذر ،۱۳٩٢
 

 

 

خدای مهربانم !

تو اولین و آخرینی !

تو تنها پناه و امید منی !

........

....

..

باران می بارد ... و من پر می شوم از رحمتت !

باران می بارد و من با هر قطره اش تو را ای خدای من ! صدا می کنم !...از صمیم قلبم ! از اعماق وجودم ..........

باران می بارد و من ... تو را ای خدای مهربانم ...قسم می دهم به قطره قطره های بارانت که بر من رحم کنی و باران رحمتت را بر من نازل کنی !

همان باران رحمتی که جسم و جانم را شفایی ژرف و همیشگی میدهد .

خدایا !...

رو به سوی تو آوردم که تنها پناه و امید و تکیه گاه زمین و آسمان و دنیا و آخرتم تنها تو هستی ای قادر متعال و ای ارحم الراحمین !

چه بگویم ؟! ... و از چه بگویم ؟! ... که تو ای خدای مهربانم همه حال دلم را خیلی خوب می دانی ...

خسته ام ...

روحم ... جسمم ... تنم ... جانم ... دستانم ... چشمانم ...

تو فقط ای خدای من خیلی خوب می دانی که چقدر خسته ام .............

خدایا !

تو را به خدایی ات که در وصف نگنجد قسمت می دهم !

خدایا !

تو را به باران رحمتت قسمت می دهم !

خدایا !

تو را قسمت می دهم به قلبم که تنها با تو آرام می گیرد !

خدایا !

تو را به خدایی ات قسم می دهم !

آرامش قلبم را ! شفای جسمم را ! آرامش فکر و روحم را ! عشق و خوشبختی ام را ! با معجزه ای ناب به من هدیه بده ای بخشنده ی مهربان .

الهی !

تو را سپاس برای همه ی نعمتها و رحمت هایت !

الهی !

تو را سپاس برای شفای جسمم .

الهی !

 تو را سپاس برای آرامش قلب و روح و افکارم .

الهی !

تو را سپاس برای معجزه ی عشق و خوشبختی که به شکلی خیلی عالی به من می دهی !

الهی ! آمین !

خدایا توکل به تو ! که تو یا رب ارحم الراحمینی .

 

 


 
 
حسبی الله ! ... خدایا ! خوب می دانم که ...! معجزه های زندگی ام در راه اند ... !
نویسنده : سمیه - ساعت ۸:٥۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٩ آذر ،۱۳٩٢
 

 

تنها پناه من !

خدای مهربان و قدرتمند من !

من بنده ی عاشق تو ...

من عبد ... تو ... بنده ی تو ...

بنده ی عاشق تو ...!

صبر می کنم بر هر آنچه که از سوی توست ! ...

من را در دستان خود بگیر ای خدای قادر توانا ... و از من ... الماسی بساز درخشان و عظیم ... زیبا و خیره کننده ... پر شان و منزلت ...از من آن بساز که تو می خواهی و من صبر می کنم بر هر آنچه تو می خواهی ای وصف ناپذیر .

مگر من چه می خواهم غیر از پناه امن تو ای رحمان . ای رحیم . ...

من تنها از تو ... تو را و پناه امن و سرشار از عشق تو را می خواهم.

یا الهی ...

حسبی الله ...

دیر زمانی ست تمام جان و وجودم را به تو ای خدای مهربانم سپردم ...دیرزمانی ست..................

با من آن کن که تو را شادمان می کند ... بگذار از سختی تراشی که به جانم میدهی ضجه بزنم اما می خواهم تنها از دستان تو گوهری ناب شوم........بگذار جان دهم در زیر تراشه های رنج و خستگی.....اما بگذار دستانت را حس کنم ....که حس کردن تو ای خدای من ! در جان و وجودم همان آرامشی ست که .........روحم را شور و  شعف و آرامشی ژرف می دهد .

الهی ...

ربی ...

پناه تو ... ای خدای من ! ناب ترین و آرامش بخش ترین تکیه گاه زمین و آسمان و دنیا و آخرت است .

تنها از تو ای خدای مهربان و قدرتمند من !

تنها از تو یا ارحم الراحمین پناه امن و جاودانه ات را می طلبم یا الهی .

سپاس تو را ای بی کران ! ای خدای مهربان ! برای همه ی معجزه هایت ! ... که در راه اند ... !

الهی ...

توکلت علیک !

حسبی الله .

 

 


 
 
یا الله ... انت ربی و سیدی و مولای ... یا الهی ...!
نویسنده : سمیه - ساعت ٧:۱۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ آذر ،۱۳٩٢
 

 

 

خدای مهربانم

چقدر من اسم ناب تو را دوست دارم *خدای* من !

در اسم تو تمام وجودم ! جسم و جانم ! قلب و روحم ! آرام و قرار می یابد .

خدای مهربان من !

شفای جسمم را ...

آرامش جانم را ...

آرامش افکار و خیالم را ...

شادی قلبم را ... خدایا ...!

تنها از تو و اسم ناب و مقدس ات می خواهم ای خدای من ! ای خدایی که قادر متعال هستی ... ای خدایی که رحمتت بی حد و حساب است ... رحم کن بر من .... که تنها پناه و خدای من تو هستی ای خوب ! ای ناب ! ای معجزه گر ! برای بنده ی عاشق ات معجزه کن !

خدای من !

....

دیروز که ... با حال مریضم ... تنها ... تویه هوای سرد ... اومدم از دکتر بیرون ... رو به آسمون که کردم .......دیدم یه ستاره ی پررنگ و نزدیک داره واسم سوسو میزنه .........درد زیادی کشیده بودم ......دردم همچنان ادامه داشت ....اما سوسوی ستاره ی ناز .............از تو بود برای قلب خسته ام ....با چشمان پر از اشکم از ته قلبم شفای جسمم را از تو خواستم ........تو خدای منی یا رب ! و من با تو خوشبخت ترینم ... ! همون موقع بود که تویه قلبم یهو گفتم : *من دختر پادشاهم* ! من دختر پدری قدرتمند و مهربانم ! پس من خوشبخت خوشبخت خوشبختم !

خدایا ...

الان ! تا ...............همیشه ! قسم خورده ام که .....لبخندم را به روی چهره ام همیشگی کنم ... ! مثل لبخندی که گل ها در یک صبح بهاری به محبت و مهربانی آفتاب می زنند !

خدای من ! ...من حضور تو را ...دست قدرتمند تو را ! قدرت شفایت را لمس کردم و اکنون چقدر ... آرامم.

خدای مهربانم ! چه دارد ؟ آنکه تو را ندارد ؟ ... بی شک ! هیچ . هیچ ندارد .

و خدای مهربانم چه شاهانه زندگی می کند آنکه تو را در جان لحظاتش تو را می بیند ...تو را می خواند ... تو را می ستاید ... تو را می پرستت !

و من اکنون مالک همه ی زیبایی های دنیا و روزگارم ! چون خدای من تویی !

خدایا !

امشب حال قشنگی دارم...! دوست دارم روی ماه تو را ببوسم ! دوست دارم عشقم را به تو نشان دهم ! خدایا !.....من بنده ی تو ! می خواهم به تو بگویم که چقدر بر تو و اسم نابت عاشقم !

خدایا ! پناه تو ! آغوش گرم تو ! دستهای مهربان و قدرتمند و پر از رحمتت را به دور شانه هایم تا.........ابد ............................بگذار تا بیش از پیش بفهمم نبض جان و وجودم تویی ای خدای من ! تویی ای خدای من ! تویی ای خدای من !

خدایا ...!

سپاس تو را از بودنت و حضورت ! سپاس و شکری ژرف ای خدای خوبم برای همه ی معجزه های زندگی ام !

خدای خوب و مهربانم !

در تو و رحمت و قدرتت محو شدم ! ... پناه امن تویی یا رب .

پناه امن تویی یا رب .

پناه امن تویی یا رب .

به خودت ای خدای خوب و مهربانم و به قداست اسم نابت !

به خدایی ات قسم یا الله !

آرامش و عشق و خوشحالی قلبم را ! عشق و خوشبختی ام را ! تنها از تو و دریای رحمتت ! و قدرت بی کرانت می خواهم یا الله .

یا الهی ...

شفای جسم و جانم از توست یا الله .

خدایا ...در پناه امن تو ! به لطف و قدرت و کرم و مهربانی ات ایمان و یقینی ژرف دارم .

توکل به تو ! که ... تنها تو شایسته ی خدایی هستی ای ناب ! ای مهربان ! ای بی کران !

ای خدا !

ای آنکه از تو نوشتن من را عاشق و شیفته تر می کند !

یا الله ..................

یا الله ..............

یا الله .......

 

 


 
 
الهی ... به تو از عمق جان و وجودم از صمیم قلب و روحم توکل کردم ...!
نویسنده : سمیه - ساعت ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٧ آبان ،۱۳٩٢
 

 

لا اله الا الله !

الله علی کل شی قدیر !

بسم الله ...

خدای من ...

خدایی که در وجودت غرق شدم ...

شب است و بیدارم ... حال عجیبی دارم امشب ...

حال کسی که به درگاه تو با تضرع...و...اشک...آمده....

حال بنده ای که ... همه ی امور زندگی اش را به تو ای خدای قدرتمند تسلیم کرده...

خدایا ...امید دلم به رحمت توست ... به آگاهی توست ... که تو ای خدا از همه حال و روز و زندگی ام آگاهی ...

که تو ای خدا از همه حال دل و جانم آگاهی ...

خدایا ...

ای تنها پناه شبهای تنهایی ام ...

ای دادرس سوز اشک های شبانه ام...

ای خدای من ... ای تنها یاور و پدر و دوست و پناه و امید و تکیه گاهم...

ای خدای من !

تسلیمم در برابر امر تو ......که هر چه از سوی تو می آید فقط معجزه است و رحمت و موهبت !

که هر چه از سوی تو برای من می آید ای خدای متعال فقط خوشبختی ست و آرامش و عشق !

خدایا !....پناه بر تو .

خدایا ...به تو می سپارم خودم را ...و آرام در آغوش امن تو قرار میدهم خودم را .

خدایا !...تو را به خدایی ات قسم لحظه لحظه زندگی ام را تو به دست بگیر و مرا هدایت کن !

خدایا ! ... می خواهم معجزه کنی !

می خواهم قلبم را سرشار از شور و شادی و شعف و آرامش و خوشبختی و عشق کنی ای ناب تر از ناب ! ای قادر متعال ! و ای ارحم الراحمین !

الهی تو را سپاس برای همه ی رحمت هایت ! برای همه ی موهبت ها و هدیه های نابت ای خدا تو را سپاس !

الهی ! تو را سپاس برای بودنت !

الهی توکل به تو و رحمتت !

خدایا !....می دانی چقدر دوستت دارم ؟!....

خدایا !.........................................................

بیش از آنچه که در وصف بگنجد تو را می ستایم و دوست دارم و می پرستم .

خدای من !

به تو و رحمت و قدرت بی کرانت ... بیش از آنچه که در وصف بگنجد ایمان دارم  !

خدای مهربان من !

به تو و قدرتت ! به تو و موهبت هایت ! به تو و هدیه هایت ! که برایم می فرستی ...به تو و معجزه های نابت ای خدای قدرتمند مهربان بیش از آنچه که در وصف بگنجد توکل کرده ام ای خدای بزرگ .

توکل کرده ام ای خدای بزرگ .

توکل کرده ام ای خدای بزرگ .

توکل کرده ام ای خدای بزرگ .

الهی ....

به امیدت !

 

 


 
 
← صفحه بعد