خدایا ! خیلی دوستت دارم ...

خدای من ! خدای رحمتها و موهبت ها ! معجزه ی زندگی ام را تو به هدیه بده مهربانا !
نویسنده : سمیه - ساعت ٤:٤٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳۱ امرداد ،۱۳٩٢
 

 

 

خدای مهربانم !

می خواهم از تو بگویم و جلالت ! ... که هیچ در وصف نگنجد!

خدای من !

تو تنها تکیه گاه زمین و آسمان من هستی و من خود و زندگی ام را به دستان مهربان تو می س÷ارم ای بی کران و ای قدرتمند مهربان.

.................

........

...

کارهای خداوند عظیم و عجیب است.کار خداوند متعال جلال و کبریایی ست .

اگر راهها و چاره ها را به خدا بس÷ارید هر خیر و خوشی به ظاهر محالی را می توانید از او و رحمتش انتظار داشته باشید .

خدا نه تنها بخشنده است بلکه خود موهبت نیز هست . و تدابیر حیرت انگیز خود را می آفریند .

من ! به خدای رحمت ها و موهبت ها ایمانی بس ژرف دارم !

تو هم ایمان بیاور ! به خدای بی کران ! خدای مهربان ! خدای حکیم ! خدای قدرتمند متعال ! و باران رحمت ها و موهبت ها را در لحظه لحظه نفس کشیدنت احساس کن !

خدای مهربانم تو را برای حضورت در جان لحظاتم شکر و س÷اسی ژرف و از اعماق وجودم می گویم !

خدایا ! من آرامش ! خوشبحتی ! و عشق را تنها با معجزه ای از جانب تو هدیه می خواهم !

و من ایمان دارم که ! تو معجزه می کنی برای من ! خیلی زود و خیلی زیبا و شگفت انگیز !

الهی ! و ربی ! توکلت علیک !

الهی ! به امیدت !

 

 


 
 
خدای من ! معجزه کن ! من منتظرم ! تو از حال دلم آگاهی ! خوشحال کن قلبم را !
نویسنده : سمیه - ساعت ۱:٠٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ امرداد ،۱۳٩٢
 

 

 

خدای مهربانم !

تنها امیدم !

تنها تکیه گاهم !

تو می دانی حال دلم را ...

تو می دانی خستگی هایم را...

تو از حال دل خسته ام آگاهی...

خدایا ...

تو از حال دلم آگاهی ! و خوب می دانی که نیاز به تغییری بزرگ دارم...!

خدایا !...

دلم از عشق ورزیدن های بیهوده ... از بی تابی های بیهوده...از قدر نداستن های مکرر...از بی ارزش شمردن تمام ارزش ها ... به درد آمده ....به درد آمده....به درد آمده...

خدای مهربانم که از همه حال بنده ات آگاهی !

مرا ببر آنجا که ...

نجابت نگاهم ... ارزش باشد ...

تا ذره ذره ... در خود نشکنم .... مرا ببر آنجا ای خدای من !...که...آرام بگیرم ........

و فراموش کنم هر آنکه بود و هر آنچه بود ... مرا ببر آنجا که از ته قلبم همیشه خوشحالی و آرامش را بچشم !

خدای من !

من خود و زندگی ام را بیش از ÷یش به تو و دستان مهربان و قدرتمند تو می س÷ارم.و یقین دارم تو بهترین ها و ناب ترین ها را در هر لحظه از زندگی ام به من هدیه می دهی ! من به تو ای خدای مهربانم ایمانی ژرف دارم که تو بهترین هدیه ی زندگی ام را برای من به ارمغان خواهی آورد.

خدایا !

تو را به خدایی ات قسم ! مرا در بهترین و زیباترین و ÷رآرامش ترین مسیر زندگی ام قرار بده ! مسیری که خوشبختی و آرامش و خوشحالی قلبی را در لحظه لحظه زندگی ام بچشم.

خدایا ! تو تنها امید و تکیه گاه من هستی.کمکم کن مهربانا..هدایتگر و راهنمای من باش ای همیشه مهربان بر من .

س÷اس تو را برای همه ی موهبت هایت ای قدرتمند متعال و ای بیکران مهربان.

 

 


 
 
خدایا ! تو تنها امید و تکیه گاه من هستی مهربان من !
نویسنده : سمیه - ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ امرداد ،۱۳٩٢
 

 

خدایا ... !

خدایا ........!

خدایا !

برای چشم برهم زدنی مرا به حال خود وامگذار !

آن زمان که هر چه هست و هر که هست ... برای اندیشه ای و مکری ست .......!

تنها تو با من باش در نبض لحظه هایم !

تنها تو نگهدار و مواظب و هدایتگر من باش مهربان من !

خدایا !

......................................

.........................

.......

گویا ...

زمین دیگر جای من نیست .

من نمی خواهم زمینی باشم...

مرا ببر آنجا که ... جای من است...آنجا که لبریز آرامش ست...آنجا که تنها در آغوش امن تو باشم...آنجا که در هر بخشایشی توقعی نباشد ! آنجا که همه چیز در منتهای کمال باشد .

من از تو خدای مهربانم ! ... تنها تو و آرامش را می خواهم ! تنها تو و عشق ات را می خواهم ! که باقی همه بیهودگی ست .

س÷اس برای بودنت ای همیشه مهربان و ای قدرتمند بی کران !

 


 
 
خدایا ....! تنها از تو ! تو را می خواهم ! س÷اس از حضور ناب همیشگی ات !
نویسنده : سمیه - ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ امرداد ،۱۳٩٢
 

 

 

خدای مهربانم !

خوشحالم از اینکه تو را دارم تا از تو بنویسم و برای تو ...آنگاه
که دلم تنگ ست...آنگاه که خسته ام...آنگاه که به امید موهبت هایت روزهایم را می
گذارنم...آنگاه که به امید معجزه ات هر صبح چشم می گشایم...

خدای من !

ای تنها تکیه گاه زمین و آسمانم !

من فقط خودم را به تو و دستان قدرتمند و مهربانت می س÷ارم .

و تنها از تو و دریای رحمتت معجزه ی ناب زندگی ام را که
خوشبختی و آرامش و عشق است می خواهم ای همه هستی ام.