خدایا ! خیلی دوستت دارم ...

یا رب ! من همه هستی ام را و زندگی ام را به تو و قدرت و رحمتت سپردم ! معجزه کن !
نویسنده : سمیه - ساعت ٢:٥٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ شهریور ،۱۳٩۳
 

به نام خدای قدرتمندم !

به نام مقدس خدای مهربانم !

خدایا ! ...

تو را سپاس برای باران معجزه های نابت ! که لحظه لحظه زندگی ام را سرشار از آرامش و خوشحالی و خوشبختی و سلامتی و عشق کرده است !

آری عشق ! ... باران معجزه های نابت یا رب لحظه لحظه زندگی ام را سرشار از عشق تو کرده است ! سرشار از نور عشق تو کرده است !

یا رب چه لذتی دارد در عشق ناب تو غرق شدن ! و در نور هدایت و در آغوش امن تو خود را رها کردن !

لذتی دارد آغوش امن تو ! لذتی دارد پناه امن تو ! لذتی دارد عشق تو ! که هر لحظه دارم این لذت ناب را بیش از پیش در خود و در قلبم می چشم ! و من اکنون خوشبخت ترین دختر هستی ام !

خدایا ! برای عشق ات که در قلبم بیش از پیش می تپد برای لحظات نابی که به من با قدرت و رحمتت هدیه می دهی تو را شکر و سپاسی ژرف و از صمیم قلبم می گویم !

خدایا ! سپاس تو را یا رب ! سپاس تو را یا رب ! سپاس تو را یا رب !

خدایا ! من در این عالم و هستی ! تنها عشق تو را در سینه دارم ! و من با عشق تو خوشبخت خوشبخت خوشبختم !

خدایا !

خیلی ... دوستت دارم !

و بر تو بیش هز هر زمان دیگری عاشقم یا رب !

یا رب ! یا الله ! فرصت جبران نعمت هایت را به من عطا کن ! فرصت خدمت به آنکه نیازمند ست ... یا رب ! فرصت جبران نعمت هایت را به من عطا کن ! تا بتوانم رسالت انسان بودنم را تمام و کمال به انجام برسانم . ! فقط پناه بر تو یا رب .

یا رب ! سپاسی ژرف می گویم تو را برای معجزه های ناب ات ! برای خوشبختی ام ! برای آنکه تو هستی با من یا رب ! برای عشق ات که در قلبم نهادینه شده است سپاس می گویم تو را یا رب از اعماق جان و وجودم !

یا الله ! ...

...

زبانم قاصر است ... از گفتن و نوشتن از عزت و جلال و بزرگی و قدرت و رحمت و کرمت !

فقط تو را به ذات مقدس ات قسم می دهم یا الله !

تو را به جلال و شکوه و کرمت قسم ات می دهم یا رب ! بیش از پیش باران معجزه های نابت را بر من ببار ! و تا همیشه بیش از پیش خوشبختم کن ! و از ته قلبم تا ابد آرامش و خوشحالی و سلامتی و موفقیت و عزت و سربلندی را در این دنیا و آخرت به من عطا کن یا رب ! یا الله ! یا سیدی ! و مولای ! یا الهی !

خدایا ...!

دلم می خواهد آنقدر از تو بنویسم ... ! از تو و رحمتت ! از تو و لطف و بزرگی ات ... از خدایی ات ! که همیشه برای من خدایی کرده ای یا رب ! ...

و ... می نویسم ... تا جان دارم ... تا قلبم می تپد ... می نویسم ! می نویسم از تو خدای من ! که تنها بر تو عاشقم ای خدای قدرتمند و متعال و مهربانم .

یا رب !

یا الله !

توکلت علیک !

یا الله !

تو را سپاس برای همه ی معجزه های نابت !

سمیه .

بنده ی عاشق تو یا الله . یا رب . یا سیدی و مولای .

 


 
 
خدایا ... بر تو عاشقم ! و من یا رب ! با تو خوشبخت ترینم !
نویسنده : سمیه - ساعت ٥:۳٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ شهریور ،۱۳٩۳
 

 

بسم الله الرحمن الرحیم ...

با نام خدای مهربانم ! که تنها عشق من اوست.

......

...

.

چشمانش را آرام بست ...

آری ! ...

چشمانش در روزهای آخر نفس کشیدنش در این دنیای پست همچنان جذاب بود و گیرا !

یادش آمد ... آن روز را که چه آرامش وصف ناپذیری داشت !

دقیقا همان روزی که هیچ نداشت ! ... نه خانه ای داشت ... نه پناهی داشت ... نه همدمی داشت ... نه خانوتده ای داشت ... نه معشوقی داشت ... نه فرزندی داشت ... نه دوستی داشت ...

دقیقا همان روزی که هیچ نداشت ...

چشمان جذابش را مستقیم به نور تند خورشید دوخته بود ! و با خود می گفت چقدر خوب است که در عشق سوزان تو ای خدای مهربانم سوختن ! ... سوختنی که از آن نور عشق خدای مهربان همه ی دنیا و آخرت را روشن می کند !

چقدر عاشق بود ! ...

عاشق خدا .

و اکنون ... مرگ است ... که می خواندش ! می خواند آن دختر زیبا روی را ! همان دختری که معشوقش خدایش بود ... معشوقش خدایش است .

تسلیم امر الله شده بود ! اصلا تسلیم شدنی هم در کار نبود ! خودش و خدایش عاشق و معشوق بودند و هستند ! دختر چقدر با عشق خدایش آرام بود و متین !

دختر دیگر نه از مرگ می هراسد نه از زندگی .

دختر می داند که مرگ پیوندی ابدی می دهد میان او و خدایش را .

دختر می داند که زندگی اش با حضور ناب معشوقش که خداست لحظه لحظه جانی تازه می گیرد و حیاتی اعجاب انگیز و سراسر شور و شعف می آفریند .

و اکنون !

دختر حیاتی ابدی را زندگی می کند ! دختر هم در مرگ است و هم در زندگی !

و اینچنین عشقی وصف ناپذیر تا ابد میان دختر زیبا و خدای مهربانش برقرار است .

.......

...

.

خدای مهربانم !

تو را سپاس می گویم برای همه ی نعمت هایت ! برای همه ی موهبت هایت ! برای همه ی معجزه هایت یا رب ! تو را سپاسی از اعماق وجودم می گویم .

خدایا ! زندگی ام و هستی ام ! و روحم ! تقدیم تو باد .

یا رب ! تنها تویی که سزاوار مواظبت از این روح و قلبم هستی که تنها سرشار از عشق ناب توست یا الله .

پس به تو می سپارم روحم را و قلبی که تنها برای عشق تو می تپد یا رب !

و من با تو یا رب سعادتی جاودانه و ابدی خواهم داشت .

و چه زیبا و وصف ناپذیر است بودن با تو یا الله .

و من چقدر خوشبختم که در پناه امن تو هستم یا رب .

خدایا ... بر تو عاشقم ... و با تو یا رب خوشبخت ترینم .

سپاس تو را یا رب .

سپاس تو را یا رب .

سپاس تو را یا رب .

سمیه . بنده ی عاشق تو .

چهارشنبه . پنجم شهریور ماه هزار و سیصد و نود و سه .