خدایا ! خیلی دوستت دارم ...

 
نویسنده : سمیه - ساعت ٦:٤٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۸ خرداد ،۱۳٩٤
 

خدای مهربانم...

تلخم...

و خسته...

اما از رحمت تو ای خدای من.. مهربان من...هرگز نا امید نمی شوم..

خدایا...مرا ببخش اگر که نمی توانم گاهی خوب صبوری کنم..

خدای من.

تو خیلی خوب میدانی که پناهی غیر از تو ندارم.

خدای من.

از ته قلبم تا همیشه خوشحال و خوشبختم کن.

خدای من.به تو پناه آورده ام..پناهم باش.ای همیشه مهربان بر من مراقب و مواظب من باش. 


خدای من ممنونم از خدایی ات.

خدای من. 

مطمئنم که تو خوشبختم میکنی خیلی زود تا همیشه.و من را تا 


 
 
خدای مهربانم ! خودم را به تو سپردم..تورا به خدایی ات قسم مواظب و مراقبم باش !
نویسنده : سمیه - ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۸ خرداد ،۱۳٩٤
 

خدای من

خدای من

ای تنها پناه من

خدای من...ای تنها تکیه گاه و امید من! 

خودم را به تو سپردم...

خدایا...تو را به خدایی ات قسم مواظب و مراقب جسم و جانم باش...

سلامتی و آرامش و خوشحالی و خوشبختی ابدی به قلبم هدیه بده مهربان من خدای من! 

خدایا خواهش می کنم همه کارها را بر من آسان کن...من خود را به تو سپردم.یا رب..!

مراقب مراقبم باش ای تنها پناه من خدسپاس.


سپاس تو را برای همه ی رحمت هایت..ای خدای قادر متعال و ای مهربانترین مهربانان. 

سمیه. 

بنده ی همیشه عاشق تو. 

الهی توکل بر تو کردم دستم بگیر و مرا در آغوش امن خودت پناه بده و آرامم کن..

الهی امید بر تو.

الهی فقط پناه بر تو و ذات مقدس ات یا رب.

خدای من... تو خدای قدرتمند بیکرانی!  اجابتم کن و پناه من باش ای همه تکیه گاه و امید و پناه من.

الهی...! همه امیدم تویی...زندگی ام را قسم به خدایی ات غرق خوشبختی و شادی و عشق و سلامتی و آرامش کن.

الهی به امید تو یا رب.

الهی توکل به تو ای خدای بزرگ و مهربان من.

الهی پناه به تو میبرم فقط...!  

 

 


 
 
خدای نازنینم ...! خودم را به تو سپردم ..با نهایت عشق ..! پناهم باش مهربان من !
نویسنده : سمیه - ساعت ۸:۱٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٥ خرداد ،۱۳٩٤
 

بسم الله ...!

به نام  تو ای آگاه بر همه احوال من !

خدای من !

.................

......

...

امشب من هستم ... و تو ! ...

من و عشقی بی بدیل و ناب به تو ای خدای نازنینم ...

تو و رحمتی بی نظیر و مهربانی ابدی برای من ...

سپاس تو را برای همه ی موهبت های بی کرانت ...

سپاس تو را یرای نعمت های بی حساب ات ...

خدای نازنینم ! ...

در آرامشی ژرف هستم ...

پناه من باش ای خدای من !

در همه ی لحظات زندگی ام ...

خدای من !

مواظب جسم و جانم باش ای مهربان بر من .

خوشبختم کن . خدای نازنینم . خوشبختم کن !

خدای مهربانم ...

زبانم قاصر است ... بیش از پیش...

که بگویم ... و بنویسم ... از تو ای همیشه مهربان بر من ! خدای نازنین من !

خودم را قلب و روح و جسم و جانم را ... با نهایت عشق به تو و دستان قدرتمند و آگاه و معجزه گر و سراسر رحمت و نعمت و لطف و کرم ات می سپارم .

و آرام می گیرم ...

و چه آرامشی وصف ناپذیر مرا در بر می گیرد ...

هرگاه تمام جان و هستی و وجودم را به تو می سپارم ... به تو که تنها لبخند و خوشبختی و آرامش و سلامتی ام را در هر لحظه از زندگی ام به من هدیه می دهی .

پناه بر تو .

تنها به تو امید دارم مهربانم .

توکل بر تو ای خدای معجزه های ناب و ای خدایی که بیش از هر زمان دیگری من ... عشق تو را در قلبم احساس می کنم .

سپاس تو را برای عشق ناب ات خدای من .

سپاس تو را برای همه ی رحمت های بی کرانت برای من . باشد که فزون یابد بر من همه ی موهبت های ناب ات خدای نازنین من ! ای قدرتمند بی کران ...!

خدای نازنینم !

دوستت دارم ...!

تا بی نهایت .

پناهم باش .مهربانا .

سمیه .

بنده ی عاشق تو .

دوشنبه . چهارم خرداد سال یک هزار و سیصد و نود و چهار .