خدایا ! خیلی دوستت دارم ...

يه اتفاق ... !
نویسنده : سمیه - ساعت ٥:٥٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳ مهر ،۱۳۸۳
 

دوستان ، من چند وقت  پیش یه کتابی رو  خریدم به اسم (( نامه به کودکی که هرگز زاده نشد )) راستشو بگم عنوان این کتاب منو به خودش جذب کرد و باعث شد که اونو بخرم ... نویسنده ی این کتاب اوریانا فالاچی  هست و برگردان هم : یغما گلرویی .

دیدن این کتاب بطور تصادفی و خریدن اون رو من یه معجزه واسه زندگی خودم می بینم ... واقعا اثر شگرفی روی من گذاشت ... و فکر می کنم این اولین کتابی بود که بعد از کتاب *  هبوط * ( اثر دکتر علی شریعتی ) تونست تاثیرات زیادی رو روی من بذاره ... به شما توصیه می کنم حتما اونو تهیه کنید و بخونید ... بهتون قول میدم که از خوندنش پشیمون نمیشید ... !

یه چند خط از نوشته هاشو اوردم اینجا ... امید اینکه بخونید و مثل من نهایت لذت رو از این جملاتی که هر کدوم سر شار از پیام و معنا هستند ، ببرید .

 

...... !

 

هیچی مثل تمایل یه مرد به یه زن یا یه زن به یه مرد (( آزادی )) آدم رو تهدید نمی کنه !

هیچ زنجیر و طنابی نمی تونه تو رو مثل یه برده ی چشم و گوش بسته ی بی امید نگه داره !

وای ! وای به حال کسی که خودشو واسه این میل – دوست داشته شدن و عشق کسی بودن --  به کسی دیگه هدیه کنه !

با این کار خودمون رو  یادمون می ره و تموم حقوق و آزادی مون رو از دست می دیم !

مثل یه سگ که تو دریا افتاده و دست و پا می زنه تا خودشو به ساحلی که وجود نداره برسونه !

ساحلی به اسم (( دوست داشته شدن و عشق کسی بودن ! )) !

اگه به این ساحل برسی هم تازه از خودت می پرسی که : واسه چی پریدی تو آب ؟

......

......

......