خدایا ! خیلی دوستت دارم ...

خدای مهربان من ! ....تغییر زندگی ام را به زیباترین شکل تنها از تو می خواهم !
نویسنده : سمیه - ساعت ٩:٥٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳ امرداد ،۱۳٩٠
 

 

خدای من ....به سوی تو به سوی روی تو !.....آمدم.....دلشکسته و غمگین.....

تنها....و خسته......بی پناه....و مستاصل......

خدای مهربان من !......تنها تو میدانی حال مرا .....

خدای قدرتمند من !.....تنها تو میدانی احساس مرا .....

تنها تو از عمیق ترین لایه های قلبم.....آگاهی داری جانا ......

تنها تو میدانی حال و روز مرا .....

خدایا.......................................................................................!

می شنوی مرا ؟ ...

خدای من !.....تو را به یگانگی ات قسمت می دهم !

خدای من ! خدای مهربان من !......تو را به وسعت بخشندگی ات قسمت می دهم ! 

خدای من ! ای قدرتمند متعال من !....تو را به خدایی ات قسمت می دهم !

دریاب مرا............................................!

دریاب مرا جانا ..............................................!

خدایا !

خواهش می کنم دریاب که تنها امید آسمان و زمین من تویی !......

خدای من !...

من خودم و تمام زندگی و هستی ام را به دستان پرقدرت تو سپردم !...

من !.....ای تنها امید من !....ای خدای مهربان من !....

 بی صبرانه .....و عاشقانه......در انتظار مهر تو ! عنایت و توجه تو !....لطف بی حد و حساب تو !...ای مهربان بی نظیر !..... می مانم....!

من ! ایمانی ژرف !....به تو و لطف بی کران تو دارم ای همیشه مهربان !

خدایا !....

تمنا می کنم تو ! خودت ! مرا و زندگی مرا به سمت و سویی پیش ببر که انتهایش نور باشد و سرور ! که انتهایش تو باشی و نور عشق تو باشد ای خدای یگانه و ای تنها امید و آرزوی من !

تو را سپاس می گویم ای خدای مهربانم برای هر آنچه که به من عطا کردی و هر آنچه که به من در آینده ای بسار نزدیک عطا خواهی کرد !....تو را سپاس مهربانا !....

جانا !......تو را سپاس !....

دوستت دارم خدا ..........هر گاه که این سه کلمه را می نویسم قلبم و روحم می لرزد .....! من ! بنده ی سراسر نیاز تو ! تنها همین را دارم که به تو تقدیم کنم ....!

بپذیر ازمن عشق مرا جانا !....و مرا سخت در پناه خوذ بگیر ای مهربان من ...خدایا ! لحظه لحظه ی زندگی ام را همراه من باش ! مواظب من و قلب کوچکم باش ....! من به مهر تو دل بسته ام جانا !.....

خدایا !........اشک دیدگانم را تار کرده است.....می خواهم فقط بنویسم....و بنویسم....از تو و از خودم و از عشقی که به تو دارم و از نیازی که به مهربانی ات دارم ...از ایمانم به و از یقینم به مهربانی ات ............!

خدایا ! .....

می دانم که تو هستی در جان لحظه هایم !....در تار و پود زندگی ام ....!

و یقین دارم که تو ناب ترین ها و بهترین ها را در لظه لحظه های زندگی ام به من هدیه خواهی کرد !.....