خدایا ! خیلی دوستت دارم ...

خدای من ! من به رحمتت ایمان دارم !
نویسنده : سمیه - ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٤ شهریور ،۱۳٩۱
 

 

خدای من !...

خدای مهربان من !......

تو همه حال مرا میدانی ... ! میدانی که چقدر به رحمت تو امید بسته ام و چقدر آرومم از اینکه تو و مهربانی و لطفت را همیشه در جان لحظاتم احساس می کنم ...

خدای مهربانم !...

حس داشتنت ! حس بودنت ! حس حضورت ! در تار و پود لحظاتم جاری ست و من چقدر با تو خوشبختم !

و من چقدر با  تو ای خدای مهربانم پرآز آرامشم !

هر آنچه هست در زندگی ام ... از توست و رحمت تو ! ...

رحمتی که بخاطر ایمانم به تو .. بخاطر یقینم به تو ... تا همیشه بر من خواهد بارید !

خدای قدرتمند مهربانم !...

من آنکه دلم با او آرام میگیرد و آنکه تا لحظه ای که زنده ام عاشقش خواهم ماند و عاشقم خواهد ماند را تو به من هدیه بده !  آنکه انتخاب تو باشد برای روح خسته ام مهربانا !...آنکه انتخاب تو باشد برای روح تنهایم مهربانا !... تنها که می گویم تنهایی از جنس نبود همدم و همراز و محبتی عمیق از جانب کسی که تا همیشه فقط و فقط از او مهربانی و صداقت و خلوص و پاکی ببینی .

خدایا ! تو این شخص را به من هدیه می دهی من خوب میدانم ! همان کسی که تا لحظه ای که زنده ام عاشقش خواهم ماند و عاشقم خواهد ماند !  همان کسی که همدم و همراز همیشگی ام بر روی زمین خواهد بود ! همان کسی که تا همیشه فقط و فقط  از او مهربانی و عشق و صداقت و خلوص و پاکی ببینم .

خدای من ! چون من ایمان دارم با تمام وجودم به تو و رحمتت ! و یقین دارم که تو چنین شخصی را که انتخاب تو باشد را به من هدیه خواهی کرد ! تو با قدرت بی کرانت و با مهر بی حد و حسابت طعم آرامش و عشق و خوشبختی را از این لحظه تا همیشه به من که بنده ی  عاشق توام هدیه خواهی داد و من تا همیشه شکرگذار تو خواهم بود مثل همیشه که تو را به خاطر تمامی نعمتهایی که به من عطا کرده ای و تمامی مهربانی ها و لطف هایت تو را سپاسی از اعماق وجودم  گفته ام و تا همیشه تو را سپاس می گویم مهربانا !