خدایا ! خیلی دوستت دارم ...

... !
نویسنده : سمیه - ساعت ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ مهر ،۱۳۸۳
 

 

خدايا! باز تو را می خوانم ...

 

باز تو را می خوانم ...

 

باز تو را می خوانم ...

 

......

 

باز همون حالت سردرگمی ...

 

باز یه احساس غریب ...

 

......

 

خدایا ! خواهش می کنم با من باش ! ... منو تنها نذار ... بهت نیاز مبرمی دارم ...

 

به کمکت ... به توجهت نیاز دارم ... به راهنماییهات ...

 

ازت خواهش می کنم راهنمای من باش ... هدایتگرم باش ... مواظبم باش ...

 

خدایا ! مطمئنم که می دونی من غیر از تو رو ندارم ... پس همیشه با من باش ...

 

خدایا ! ای کاش می دونستی چقدر دوستت دارم ... به وسعت مهربونیات ! ...

 

خدایا ! امید به مهربونیات تنها دلیل زنده بودنمه ...

 

خواهش می کنم با من باش !

 

خواهش می کنم !

 

خواهش می کنم !

 

خواهش می کنم !

 

......