خدایا ! خیلی دوستت دارم ...

خدایا !...مهربانا !...عاشقم بر تو ....بیش از پیش ! و ژرف تر از هر زمان دیگری ..
نویسنده : سمیه - ساعت ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳ آبان ،۱۳٩۱
 

 

می خواهم بدانی ! مهربان خدای من !

هرگز از تو تهی نمی شوم ! هرگز !

اگر صبوری می خواهی از من ...صبوری می کنم ! چون تو ای خدای من می خواهی !

اگر درس هایی هست که با تلخی و درد همراه است... به جان می خرم تمام دردها و تلخی ها را ! چون تو می خواهی ای ناظر و آگاه بر همه ی زندگی ام !

اگر اشک هایی هست که باید با هر قطره قطره اش سنگ وجودم تراشیده شود ... با سوز دل داغی اشک ها را بر گونه هایم می پذیرم ! چون تو می خواهی ای خدای رحمت ها و خوبی ها ای قدرتمند آگاه و ای تعلیم دهنده ی من ! و ای هدایتگر من ! و ای حافظ و نگهدار من !

حال ... ای خدای من ! به یقینی ژرف و ایمانی راسخ رسیده ام !

که بی دلیل عاشقم بر تو ! ...بیش از عشق...بیش از عشق....بیش از عشق .... ای مهربان خدای من !

و خوب می دانم که تو آنقدر بزرگواری و مهربان ! آنقدر رحیمی و بخشنده ! آنقدر رئوفی و قادر ! که معجزه می کنی در زندگی ام ! و مرا که بنده ی عاشق توام ! قلبم را پر از آرامش و عشق و خوشبختی می کنی ! می دانم ! خوب می دانم ! خیلی زود و خیلی خوب این اتفاق ناب زندگی ام و معجزه ی عشق و خوشبختی و آرامش در زندگی ام به وقوع می پیوندد !