خدایا ! خیلی دوستت دارم ...

تولد ! ...
نویسنده : سمیه - ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٦ دی ،۱۳۸۳
 

 

مرا کسی نساخت ، خدا ساخت ، نه آنچنان که کسی می خواست ، که من کسی نداشتم ،

او بود که مرا ساخت .

آنچنان که خودش خواست .

من یک گل بی صاحب بودم . مرا از روح خود در آن دمید  و ، بر روی خاک و در زیر آفتاب تنها رهایم کرد.

مرا به خودم وا گذاشت .

کسی هم مرا دوست نداشت .

وقتی داشتند مرا می آفریدند ، می سرشتند ، ...

کسی آن گوشه خدا خدا نمی کرد.

....

 

امروز 6 دی تولد منه !

بیست ساله شدم ! ...

دوست داشتم که هیچ وقت بزرگ نشم ... دوست داشتم که همیشه یک کودک ده ساله بودم .

اونوقت به هیچی جز نمره ی درس و همیشه اول شدن وبازی با همسالام فکر نمی کردم ...

و این یعنی کمال آرامش .

....

....

 

تولدم مبارک !