خدایا ! خیلی دوستت دارم ...

هياهوی درون !
نویسنده : سمیه - ساعت ٤:۱٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ اسفند ،۱۳۸۳
 

 

همان حس غریب !

 

باز همان حس غریب * تنهاتر از همیشه بودن *

 

آری !

 

و این است که آرامش درونم را می سوزاند !

 

و از این سوختن و همیشه سوختن

 

هیاهویی نا آشناتر و غریبتر از هر زمان دیگری درونم را می پوشاند

 

و در ورای ظاهری آرام ... آشفتگی و شوری شگفت درونم را به لرزش در آورده !

 

و من مانده ام !

 

تنها تر از همیشه !

 

غریب !

 

نا آشنا !

 

با بغضی تلخ که گلویم را تلخ تر از همیشه می فشرد ...