خدایا ! خیلی دوستت دارم ...

خدايا ! من منتظر مهر هميشگی تو هستم ...
نویسنده : سمیه - ساعت ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ آبان ،۱۳۸٤
 

 

خدايا !
تو  اوج نياز من را مي داني بزرگوارا ...
و تو خود مي داني تنها تکيه گاه دلتنگي هايم تويي !...
تويي ...
فقط تويي ! که سراسر مهر و سراسر نوري ! ...
درياب اين جان و روح منتظر را ...
منتظر !

منتظر همان لطف و مهربانی بی کرانت ....

 درياب ! اين بنده ي چشم به در گاهت را ...
قسم به بزرگواري ات خداي من !
با من باش ...
با من مهرباني کن ....
اي همه خوبي .....
اي همه مهر ....
خداي من !
هر گاه با تو سخن گويم .... احساسم را در واژه ها نمي توانم بگنجانم .....
حس عجيبي ست .... با تو سخن گفتن !
خدايا ! .....
همه جان و وجودم تويي !
مرا در ياب ....
اي ناب ...