خدایا ! خیلی دوستت دارم ...

السلام عليک يا اباعبدالله الحسين ...
نویسنده : سمیه - ساعت ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ بهمن ،۱۳۸٤
 

 

خدایا ! تو تکیه گاه من هستی در هر گرفتاری ، و امید من هستی در هر سختی . تو در هر کاری که بر من فرود می آید ، تکیه گاه و وسیله هستی . چقدر غصه ها که قلب ، در آن ضعیف و حیله در آن سست می شود و دوست رها می کند ! من آن را پیش تو نشاندم ! و با تو شکوی کردم ، و از غیر تو به تو روی آوردم ، پس تو آن را باز کردی و شکافتی . تو سرپرست هر نعمت . امکانی ، با نهایت هر خواست و آرزویی .

......................................

.........................

.............

این زمزمه ی صبحگاهی امام حسین (ع) است که در پناه او همه ی رنج ها را باز کرده و تمامی گره ها را گشوده است . در حضور آن یکتای بی همتا ! آن مهربان بخشنده ! آنچه بر امام حسین (ع) فرود آید ، سبک و ناچیز است .

 

*******

 

مصیبت حسین (ع) چهره ها دارد ....

یک طرف دل حسین (ع) است و اشتیاق انس و عشق و محبت و بلاء و عنایت ، و یک طرف ، جهانی است که حجت را ، که پایه را ، که سرپرست را ، از دست داده و دنیایی است که در تاریکی نشسته .

براستی که حسین (ع) چه ها که نکرد ؟ نگفت ؟ نسوخت ؟ حجت نیاورد ؟ دعوت ها و نامه ها را نشان نداد ؟ به رفتن و رهایی اشاره نکرد ؟ به حلقوم باز علی اصغر نگاه نکرد ؟ با خون های مشت شده ی او آسمان آبی را ، سرخ و شرمگین نکرد ؟ ....

با این همه ! آیا تخفیف خواست ؟ تخفیف داد ؟ از هدف بخاطر رنج ها چشم پوشید ؟ بخاطر عافیت و راحت ، از عشق از همان محبوب گذشت ؟ آیا از خون ترسید ؟ از اسارت بچه ها ؟ از عشق و نگاه خاطرخواه زینب و از وداع مردافکن و احساس سوز خواهر ، سست شد ؟ ....

اینها همه ذکر است ! ... هدایت است ....

برای ما که با هیچ باز می گردیم ... و در باز گشت استوار و مصمم هستیم ، صحبت است  ، مصباح است ... . اگر بخواهیم از دنیای خون سبکبال بگذریم همین ها سفینه است ... بادبان است ... نسیم شرطه است .

براستی که حسین (ع) گل گل عشق است ....

باید لحظه ای از خود بیرون برویم ! .... و به حسین (ع) ! به عشق و پایداری اش در راه معشوق تفکر کنیم ...

و بیاموزیم از او که لحظه لحظه زندگی اش نکته ای برای آموختن دارد .