خدایا ! خیلی دوستت دارم ...

خوشا به حال قاصدک ! ...
نویسنده : سمیه - ساعت ٥:٢۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ اسفند ،۱۳۸٤
 

 

قاصدك خانه نداشت
غم كاشانه نداشت
هر كجا خانه او
دشت كاشانه او
نه كسي داشت كه دلتنگ شود
نه دلي داشت كه در بند شود
او نه دلبسته شب بو ها بود و نه دلداده زيبايي دشت
او كه با دست نسيم
او كه با زورق آب
به تماشاي بهاران مي رفت
چه غم از ترك گلستانها داشت؟
او كه با زمزمه آب و نسيم
با صداي نفس نور و هوا مي خوابيد
چه خبر از غم انسانها داشت .