خدایا ! خیلی دوستت دارم ...

بی نياز و تنها باش ! تشنه باش و دريا باش !
نویسنده : سمیه - ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ فروردین ،۱۳۸٥
 

 

وقتی دلت به شدت تمنای

حقیقت ،

و آرامش را داشته باشد ....

یک روز !

رخ اندر رخ خورشید خواهی دید ....

خورشیدی که همه ی تاریکی های زندگی را خواهد زدود ....

تمنا !

همت !

نیایش !

صبوری !

راهی که هزار کیلومتر امتداد دارد ،

گام به گام پیموده می شود ،

پس دلسرد نشو !

مسافت های طولانی با تک تک گام های ما پیموده می شود ....

و اقیانوس .... قطره قطره پر می شود .

............................

...............

.......

انتظار !

زندگی به واقع انتظاری بیش نیست ....

انتظار هر چه ژرف تر باشد !

حقیقت زودتر پدیدار می شود ....

................................................................

همونطور که آندره ژید نویسنده ی برجسته ی فرانسوی در جایی از کتاب مائده های زمینی می نویسد : ...

در کنار آنچه به تو ماننده است ممان ، هرگز ممان !

همین که فضای پیرامونت رنگ تو را به خود گرفت ، یا تو به رنگ آن در آمدی ، دیگر سودی برایت دربرنخواهد داشت .

باید آن را ترک بگویی .

هیچ چیز برایت خطرناک تر از خانواده ی ((تو)) ، اتاق ((تو)) ، گذشته ی ((تو)) ، نیست .

از هر چیز جز آموزشی که برایت به ارمغان می آورد برمگیر .