خدایا ! خیلی دوستت دارم ...

اگر خدا تو را می شکند ! شکستن را استقبال کن ...
نویسنده : سمیه - ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ خرداد ،۱۳۸٥
 

 

هرگاه که نتوانم به تنهایی بر آمد و شد همواره ی افکارم ... و دغدغه هایم ...تسلطی داشته باشم ... ناگاه دست از همه چیز می کشم و سراغ کتابی مقدس و زنده ... می روم ... تا شاید پاسخی را برای رهایی از این حالت بیابم ! ... و چقدر زیباست که همیشه پاسخی را دریافت می کنم ...- من می گویم به خاطر ایمانی ست که به این حرکت دارم - ... کتاب مقدس و سرشار از زیبایی * یک فنجان چای * اثر اشو -عارف هندی- را گشودم و چقدر زیبا ! پاسخی برای تمامی آشفتگی های ذهنی و روحی ام یافتم ... از آن زمان که این متن زیبا و سراسر نور و روشنایی را خواندم آرامشی ژرف در من راه یافته ست ... و این همه نشانه ست ! نشانه از آن مهر و بزرگواری خدای متعال ! که همه امیدم به اوست .   

 

..............

 

روح های تشنه پرستشگاه الهی را در می یابند .

اما ! ... تشنگی ات باید شدید باشد ... تلاشت باید نستوه باشد ... انتظارت باید بی منتها باشد ... و با تمام وجود باید بخواهی .

و همه ی این تشنگی ها ، کارها ، انتظارها و خواستن ها در یک کلمه می گنجد ! و آن کلمه نیایش است ...

نیایش تسلیم خویشتن است ! بی هیچ کلمه و تقاضایی .

خودت را به دست ناشناخته بسپار !

و هر چه را که پیش می آید بپذیر !

خدا ! هر طور که می سازدت همانطور باش .

و اگر می شکندت ! شکستن را استقبال کن .