خدایا ! خیلی دوستت دارم ...

خدايا ! .........بهترين ها را برايم به ارمغان بياور مهربان من
نویسنده : سمیه - ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٩ آبان ،۱۳۸٥
 

 

خدای من ...

تو میدانی .............خوب میدانی که امیدم ! ....تکیه گاهم ! .... تویی ........ تنها خود وجود سرشار از مهرت ست ...

خدای من ...

تو ضعف های روح مرا می دانی ... تو محدودیتهای روح و جان مرا می دانی ... تو تاب تحمل دل پر شورم را میدانی ... تو خالق منی ! ... تو آفریننده ی این تن و روحی ! ... پس یقین دارم که ! ... تو بر همه حالات و روحیات من آگاهی مهربانا ...

بزرگوارا ...

تنها تویی که بر روح و روانم ... بر همه جزییات زندگی ام واقفی ...

خدایا ...

از تو می خواهم خودت با دستان سرشار از عشقت ... با مهربانی بی حد و کرانت ... بهترین ها را برایم به ارمغان بیاوری ...

بهترین هایی که با بودنشان آرامشی ژرف در روح و روانم راه یابد .

بهترین هایی که با حضورشان.....باعث شوند که عشق تو را بچشم ...... و آرامشی همیشگی از آنم شود .

خدای مهربان من ...

غیر از تو که را دارم ؟! ...

غیر از تو کیست که عنایت و توجه اش به من همیشگی باشد ؟! ...

غیر از تو مهربانی ، بزرگی ، بخشنده ای برای من نیست ....... برای من نیست ..... برای من نیست ...... دریاب این را بزرگوار خوب من ....... دریاب ای همه امیدم .....

با یاد تو زنده ام ...... با یاد توست که لحظه لحظه قلبم می تپد .... با امید به مهر توست !

پس بر من رحم کن !

میدانی که بیش از پیش به تو نیازمندم ....

محتاج آن عشق بی حساب .....

محتاج آن مهر بی حد ....

محتاج آن لطف بی کرانم !