خدایا ! خیلی دوستت دارم ...

خدايا !............خودت کمکم کن ..........
نویسنده : سمیه - ساعت ٩:۳٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٧ آذر ،۱۳۸٥
 

 

 

خدای من ....

خسته ام ..........

سخت محتاج توام ..........

آنقدر که یارای گفتنش را ندارم .

خدایا ...!

خدایا .......!

خدایا .........!

سخت محتاج مهرو عشق توام ! ....... سخت ...

مهربانا !

دلتنگ شده ام ....

اشک ها باز مهمان دو چشم همیشه منتظرم شده اند .......

آه !

اشک های من !..... می خواهمتان که از سر شوقی عارفانه مهمان همیشگی چشمانم شوید !

خداوندگار مهر ...

عشقی راستین و پاک ...

صداقتی ناب و ابدی .........

آرامشی ژرف در قلب و جانم .......

را به من هدیه بده ! ...... ای مهربانترین .......ای ناب تر از هر ناب .....

اوج نیازم را دریاب جانا !

تمنای وجودم را دریاب بزرگوار من !

دیدگان سرشار از عشق و انتظار و امیدم را احساس کن خدای من ..... خدای من .......

تو را قسم به همه عظمت و جلالت !

بر من رحم کن .........

لطف و عنایت همیشگی ات را از من دریغ مدار ای همه خوبی و مهر .

ای بزرگوار مهربان و رحیم ...

همه امیدم !.....همه تکیه گاهم تویی .......خدای من !