خدایا ! خیلی دوستت دارم ...

خدای مهربانم ! با عشق تو همه چيز ممکن است .
نویسنده : سمیه - ساعت ۸:٤٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٤ آذر ،۱۳۸٥
 

 

امروز بار دگر تو را در قلب و جان زندگی ام یافتم ات نازنین من ! ... خدای بزرگوار من !

با تو همه چیز عالی ست !

با عشق تو همه چیز ممکن ست !

خدای خوبم !

بزرگوار مهربانم !

خودم را به دست تو می سپارم !

و بهترین ها را ... شادی ها را ... تنها از تو می خواهم .

من از همه چیز آزاد شده ام !

ذهنم خالی شده ست ...

خالی از هر تب و تابم ...

قلبم فقط به امید مهر تو می تپد خدای من !

تو بر همه لحظه های زندگی ام سایه افکنده ای ...

پس از چه در هراس باشم ؟! ...

پس از چه روی بی تاب و بی قرار باشم ؟! ...

تویی که ! ... آرامشی ژرف را این روزها به من عطا کردی ! ...

خدای من !

بود و نبودم تویی نازنین !

هست و نیستم تویی مهربانا !

عشق و امیدم تویی جانا !

مگذار سنگینی سبکترین خاطره ها مرا در بند کشند !

خدای من ... همه هستی ام ... همه امیدم ... همه تکیه گاهم !

مرا هدایتم کن !

مگذار ............. مگذار ................... مگذار !.........  روحم خسته شود .

مگذار ... مگذار ............. مگذار ! ... بهترین لحظاتم به بی تابی های پوچ بگذرد .

خدای من .....خدای من .......خدای مهربانم .......

روحم را با ناب ترین هدیه ها .... با ناب ترین بهترین ها ... اعتلا ببخش .

خدای مهربانم ... همیشه چشم براه مهر و بزرگی و لطف بی حد و حسابت هستم .

بر من رحم کن .

بر بنده ای که غیر از تو هیچ امید ... و تکیه گاهی ندارد .

می دانم که تو ارحم الراحمینی .

رحم کن بر من که نیازم مهر توست .