یا الهی و ربی ! من لی غیرک ...؟!......................من لی غیرک ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نشسته ام...

و انبوهی از صفحه های ناخوانده روبرویم...

غرق در افکار و تنهایی تلخ خودم هستم...

زمانی بود...اشکهایم قلب و روح خسته ام را جانی تازه می بخشیدند...اما...اکنون...حتی اشک هم به سراغ خانه ی چشمم نمی آید...

................

در را باز می کند...! می دود ... و با صدای بچه گانه اش صدایم میزند...بیا...! این گل واسه تو !........................................

بعد از او...مادر می آید...و با حضورش لحظه ای جان می گیرم و لبخندی بی روح بر لبانم نقش می بندد...مادر می گوید‌ : این گل نرگس ... هر سال به خودی خود سر جای چندین ساله اش می روید...

...

نوشتن همیشه قلبم را میشکند...

و این بار ... باز هم................... نوشتن چشمانم را تر می کند........

خدایا !

من خواستم ؟!........یا تو خواستی ؟!.........

تو را قسم به تنهایی جاویدانت روح مرا جانی تازه ببخش ..!

تنهایی ام را پایانی ده..

یا الهی ...

من لی غیرک ؟...

من لی غیرک ؟؟؟

من لی غیرک ؟؟؟...

/ 14 نظر / 75 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهاران

ای زیبار ترین دوستت دارم تا ابد

سلام

و چگونه توانم زیستنم را بی تو؟!

سحر

به خدا منم حس تورو دارم امروز دلم میخوا د فریاد بکشم خدایا من جز تو کسی رو ندارم...هیچ کس....

مهرانگیز

خدایا....دلتنگترین بنده ات را دریاب....کجایی خداجونم؟آرامش کجاست؟؟قبلا وقتی گریه میکردم ارامش پیدا میکردم اماالان چی گریه ای هم واسم نمونده ارامشی ام وجود نداره الا حرف زدن با خودت دردودل کردن با خودت شکایت کردن دیگری به خودت.....خدایا من مدتهاست دیگه نمیتونم خودمو پیداکنم...دارم دق میکنم...فقط وفقطم خود خودتو میخوام....تنهام نزاریا...من که به جزتوکسیو ندارم.... خیلی خستم فدات شم خداجونم

یک آشنا

الهی من لی غیرک فغفرلی والرحمنی...

زهرا

سلام اتفاقی افتاده که فقط پناهم خداست وقتی بهش فکر میکنم به خودم میگم شاید خدا دلش برام تنگ شده بود که این اتفاق افتاده چون در تحمل من نیست برام دعا کنید تا برسم به خدا و خرابکاری نکنم یکبار دلشو شکوندم ولی این دفعه دیگه این اتفاق نیفته التماس دعا خیلی