غريبه ی بيچاره !

- آه ای غریبه ی بیچاره !<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

چه می کنی وقتی از گرسنگی به گریه می افتی ؟

- از آسمان و پف ابرها

برای خود نیمرو درست می کنم ،

آه ، ای غریبه ی بیچاره !

وقتی سوز و سرما از تپه ها می آید ، چه می پوشی ؟

- با آرزوهای رنگین ، با نرگس و نسرین

برای خود لباس گرم می دوزم ،

آه ، ای غریبه ی بیچاره !

وقتی دوستت بار سفر می بندد ، چه می کنی ؟

- آه ، تنها آن وقت حس می کنم

که بیچاره ام !

 

/ 1 نظر / 8 بازدید
حکایت ناگفته ها

غريبی هم واسه خودش حکايتيه ... و همچنين تنهايی ... اما هيچکس تنهاتر از خدا نيست . او تنهاست و تنها نيست . اما ما آدما وقتی تنها ميشيم فکر ميکنيم که تنها تر و غريب تر از ما وجود نداره ... راستی چرا ؟‌ مگه يه غريبه خدا رو نداره ؟ مگه تنها همنشين تنهايان خدا نيست ؟ پس چرا باز هم دم از ...